غیبت رنگین کمان
در گوشهای از دنیایِ بزرگ، پسری زندگی میکرد به نام علی. علی پسر باهوشی بود، اما گاهی اوقات حس میکرد دنیای اطرافش مثل یک نقاشیِ بزرگ است که رنگهای اصلیاش گم شدهاند. صبحها که از خواب بیدار میشد، توی تلویزیون میدید آدمها توی کشورهای دور با هم میجنگند و غروبها که به پارک میرفت، میدید بعضی از بچهها به خاطر نداشتن یک توپ کوچک، غمگین هستند. علی یک پازل خیلی بزرگ داشت.
- سن: 0-4
- نمایش
- آموزش
- بارگزاری تصویر
120000